الشيخ رسول جعفريان

806

رسائل حجابيه (فارسى)

به پشت سر زن در چادر در ميانهء كوچه نظر كند تا چه رسد به صورت و كفّين و چه رسد به بدن لخت برهنهء او . و عاشرا نهى از نظر نمودن و امر به ترك نظر فقط اقتضا دارد تحريم نظر را عمدا ؛ پس باقى مىماند وقوع نظر سهوى و غير عمدى جايز و لكن چون امر فرموده به چشم برهم گذاردن و اغماض ، پس نظر غير عمدى را هم شامل است ؛ زيرا وقتى واجب شد چشم بر هم نهادن ، مسلّم خواهد بود نظر نكردن ، چه عمدى و چه سهوى ، مگر همان نظرهء اوّليهء سهويّه . دليل ديگر براى وجوب حجاب كه از آيه مستفاد مىشود ، آن است كه هرگاه زنان مأمور به ستر و حجاب نباشند ، ولى مردان مأمور به پوشاندن چشم باشند ؛ البته مستلزم عسر و حرج خواهد بود ؛ و عسر و حرج هم كه در شريعت اسلام منفى است . نصّ قرآن كه فرموده « وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ » ؛ « 1 » ولى هرگاه زنان در تحت تستّر و جلباب باشند ، اين عسر و حرج لازم نيايد و اين مسأله وجدانى و محتاج به برهان نيست . « 2 » پس مختصر و خلاصه مفاد آيهء وافيه ، پس از اين تحقيقات رشيقهء كافيه اين است كه اى پيغمبر هادى ! بگو به مؤمنينى كه مقتضى است ايمان ايشان متابعت اوامر و نواهى شما را كه بپوشند چشم‌هاى خود را تا آن‌كه واقع نشود نظر ايشان بر زن‌هاى اجنبيّه‌اى كه حرام است نظر نمودن به آنان ؛ و بگو حفظ كنند فروج و عورات خود را به تحفّظ نمودن از وقوع نظر ؛ زيرا اين نحو تحفّظ و خوددارى ، پاكيزه‌تر است ايشان را از اين‌كه آلوده شوند به رجس و پليدى فحشا ؛ و بگو به آن‌ها خدا خبير و بينا و مطلع و دانا است به آنچه به جاى مىآورند و مؤاخذه خواهد نمود از ايشان بر لوازم نظر ؛ پس تحفّظ از نظر نمودن از واجبات اكيده است عقلا براى تحذير و تخويف شرعى ؛ پس ثابت شد عموم تحريم نظر به اجنبيّه ؛ پس محتاج است استثناى وجه و كفّين به دليل تامّ مسلم از معارض ؛ و معلوم خواهد شد ضعف قول به استثنا به ابلغ وجه در درس‌هاى بعدى ان شاء الله تعالى . علاوه چگونه مىتوانيم نظر به وجه را استثنا كنيم و حال آن‌كه مفتون شدن شهوت پرستان بلكه هر انسان بلكه گاه ديده شده كه هيجان شهوت در بعضى حيوانات از ناحيهء نظر نمودن به صورت پريرخساران است ؛ و شاهد بر مدّعا بسى قصص و حكايات واقعه در دنيا ، من سابق الزمان الى زماننا هذا است ؛ و بديهى است ، هرگاه انسان چشمان خود را نگاه‌دارى نمود ، داخل در زنا نخواهد شد . و نظر است كه در انجيل عيسى عليه السلام تعبير شده از او به زناى قلبى ؛ و در لسان شارع تعبير شده از او به سهم مسموم از سهام ابليس . « 3 »

--> ( 1 ) . حج ، 78 ( 2 ) . اسداء الرغاب ، ج 1 ، صص 13 - 15 ( 3 ) . مستدرك ، ج 14 ، ص 270